زیارت (غزل)

هرسال میلاد ثامنالحجج که میشود، این بیتها را ناخودآگاه زمزمه میکنم که سالها پیش سرودهام.
هر روز در سکوت خیابان ِ دوردست
روی ردیف نازکی از سیم مینشست
وقتی کبوتران حرم چرخ میزدند
یک بغض کهنه توی گلو داشت...میشکست
ابری سپید از سر گلدسته میپرید:
جمع کبوتران خوشآواز خودپرست
آنها که فکر دانه و آبند و این حرم
جایی که هرچقدر بخواهند دانه هست
آنها برای حاجتشان بال میزنند
حتا یکی به عشق تو آیا پریدهاست؟
رعدی زد آسمان و ترک خورد ناگهان
از غصهی کلاغ، کلاغی که سخت مست...
ابر سپید چرخ زد و تکهپاره شد
هرجا کبوتری به زمین رفت و بال بست
باران گرفت - بغض خدا هم شکسته بود
تنها کلاغ روی همان ارتفاع پست،
آهسته گفت: من که کبوتر نمیشوم
اما دلم به دیدن گلدستهات خوشست
-مژگان عباسلو
چه میدانی!
![]()
چمدانی خستهام؛
هیچکس
مرا
به خاطر ِ خودم
نخواست.
-مژگان عباسلو
نیست (غزل)
آهنگ وبلاگ را با صدای هومن سودمند بشنوید.
من از تبار تیشهام، با من غمی هست
در ریشهام احساس درد مبهمی هست
بر گیسوانم بوسه زد روزی خداوند
در سرنوشتم راه پر پیچ و خمی هست
وقتی مرا با خاک یکسان خواست، یعنی
در نقشهی جغرافیای من بمی هست
سهم من از شادی شبیه آفتاب است
او هم نمیداند که حتا شبنمی هست!
جز زخم، این دنیا نخوردم تلخ و شیرین
آیا در آن دنیا امید مرهمی هست؟
-مژگان عباسلو
خالی

عکاس: فاطمه علیزاده
به کفشهام
غبطه میخورم
که نمیفهمند
زمانی
این راه را
با تو رفتهاند...
-مژگان عباسلو
بگذار برایت بگویم...
آهنگ وبلاگ را با صدای مجید عاطفی در اینترنت اکسپلورر بشنوید.
این هم لینک آهنگ برای دوستانی که قادر به شنیدن آن در وبلاگ نیستند.
گوش کن!
چنان آتش گرفتهامکه با هیچ بوسهای
خاموش نخواهم شد...
-مژگان عباسلو